مفهوم اطفال در معرض خطر بزهکاری از دیدگاه پیشگیری رشدمدار با تاکید بر اسناد بین المللی

نویسنده

چکیده

زمینه و هدف: پیشگیری از بزهکاری، محور آشکار یا پنهان سیاست جنایی در تمام نظام‌های جزایی است. بشر در تاریخ حقوق کیفری، رویکردهای مختلفی را برای نیل به این مقصود در پیش گرفته است. رویکردهای مبتنی بر انتقام، ارعاب، سزادهی، ناتوان سازی، اصلاح و درمان و حفاظت از آماج جرم، که همگی در ورای خویش، پیشگیری از وقوع جرم را مورد نظر داشته اند.
روش تحقیق: در این مقاله با روش تحقیق تحلیلی – توصیفی به شیوه کتابخانه‌ای سعی شده است، با تکیه بر رویکرد اسناد بین المللی و مستنداتی از حقوق داخلی، نگرش حمایتی در تعریف طفل مطرح و مفهوم خطر از دیدگاه پیشگیری رشدمدار تببین شود.
یافته ها: عدم توفیق این رویکردها در پیشگیری از وقوع جرم، از یک سو و تحقیقات جرم شناسی، جامعه شناسی کیفری و روان شناسی جنایی از سوی دیگر، موجب شده است که اندیشمندان حوزه های جرم شناسی، ریشه‌های گرایش افراد به ارتکاب جرم را در طول دوران رشد جستجو نمایند که حاصل چند دهه تلاش در این زمینه، شکل گیری شاخه‌ی جدیدی در پیشگیری اجتماعی، با عنوان پیشگیری رشد مدار، بوده است. این پیشگیری، که براساس مدل پزشکی، رویکردی خطرمحور دارد به دنبال آن است تا با شناسایی عوامل خطرِ گرایش به بزهکاری، در زندگی اطفال و نوجوانانی، مداخلاتی را برای رفع عوامل خطر و تقویت عوامل حمایت کننده، طراحی و اجرا کند.
نتیجه گیری: برخلاف رویکردهای قضایی و وضعی پیشگیری، که به دنبال جلوگیری از وقوع جرم هستند، پیشگیری رشد مدار به دنبال پیشگیری از مجرمیت است و به همین لحاظ در حال حاضر رویکرد اصلی پیشگیری از جرم را در مجامع بین‌المللی و بسیاری از کشورهای جهان شکل می‌دهد. از آنجا که جمعیت هدف در پیشگیری رشد مدار، اطفال و نوجوانانِ در معرض خطر بزهکاری هستند، تبیین مفهوم طفل و مقصود از خطر، از ضرورت‌های ورود به مباحث پیشگیری رشدمدار است.